ورود به صفحه اصلي وبگاه عبدالله شهبازي بازگشت به صفحه اول وبگاه عبدالله شهبازي

 

 

گوشه‌هايي از خاطرات من

رازي که هنوز در پي آنم

اين همدلي و رصد همدلانه او ادامه داشت تا روزي در صبح نصيري مطلبي عجيب خواندم: سفر روپرت مردوخ (مرداک) به ايران! تنها نصيري بود که اين سفر محرمانه را فاش کرد و ديگران، همه، سکوت کردند. حيرت کردم. در آن روزها سخت در فضاي شناخت «زرسالاران يهودي» غوطه مي‌خوردم. آيا باورکردني بود سفر «سلطان رسانه‌هاي صهيونيستي جهان»، مالک سرشناس‌ترين رسانه‌هاي آمريکا و بريتانيا و استراليا، و يکي از رهبران و نمادهاي اصلي صهيونيسم به ايران؟ چه ارتباطي داشت اين سفر با قرارداد شل و بازگشايي بانک HSBC در تهران و ساير تحولات سال‌هاي بعد؟

نومانکلاتورا در ايران امروز

مطالعه ميداني در فارس

انتقال کامل زندگي‌ام به شهر شيراز در سال‌هاي اخير، برخلاف خواست قبلي که دوراني بي‌ دغدغه و پرآرامش را جستجو مي‌کردم، مرا در چالش با اين اليگارشي قرار داد و مفهوم «نومانکلاتورا» را برايم ملموس کرد. به روشني، و بر بنياد تجربه عيني، دريافتم که منشاء ثروت «طبقه جديد» در ايران پس از انقلاب پيوند با ديوان‌سالاري و ارتزاق از «بيت‌المال» است و اين پديده زماني خطرناک مي‌شود که گروهي کم و بيش بسته از «مديران» بدون کنترل جدّي از سوي نهادهاي نظارتي و مقامات مافوق طي ساليان مديد در مناصب عالي جاي داشته باشند و طبقه‌اي از «مديران مادام‌العمر» را تشکيل دهند. بدينسان، ما با گروهي نه چندان گسترده، و کم و بيش بسته و منسجم، از «نومانکلاتورا» مواجه مي‌شويم: «مديران يقه سفيد» که با خودشيفتگي خود را «تکنوکرات» و «متخصص» مي‌خوانند حال آن‌که نحوه و معيارهاي ورود آنان به اين حلقه و ميزان دانش و تخصص آنان در بسياري موارد نامتناسب با «شايسته‌سالاري» بوده است.

«مافياي شيراز» و چالش‌هاي قضايي من

اگر بخواهم به اظهارات برخي مقامات امنيتي باور کنم... بايد علاوه بر ابراز همدلي‌هاي شفاهي تلفني دوستانه، که جاي سپاس دارد ولي فاقد ارزش عملي است، پيگيري جدّي اين حادثه را از سوي نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي ناظر باشم. مگر مدعي نيستند اگر در قله قاف پشه‌اي بجنبد از چشم تيزبين‌شان دور نخواهد ماند؟! چگونه است که درباره ترور نافرجام من سکوت کرده‌اند؟ آيا اين حادثه «امنيتي» نيست؟...

حمله مسلحانه به اتومبيل و ترور نافرجام من

به دليل نگارش کتاب 1461 صفحه‌اي «زمين و انباشت ثروت: تکوين اليگارشي جديد در ايران امروز» نه تنها آماج هتاکي‌هاي برخي مطبوعات و سايت‌هاي مفتري و بي‌اخلاق قرار گرفته‌ام بلکه از سوي برخي مقامات استان نيز هدف انواع اقدامات ايذايي، از پرونده‌سازي‌هاي‌ قضايي تا درج مطالب افتراآميز در مطبوعات محلي، قرار دارم. هم‌اکنون اقدامات ايذايي از سوي کانون‌هاي زورمند و زرسالار فارس گستره‌اي خطرناک يافته و به تهاجم مسلحانه براي ربودن و قتل من رسيده است. متأسفم که فارس عزيز را چنين در چنبره سلطه مافيايي کانون‌هايي به‌غايت فاسد و بي‌اخلاق مي‌بينم.

حرکت خود را با عزم راسخ ادامه مي‌دهم

اولين گفتگوي مطبوعاتي عبدالله شهبازي پس از بازداشت

 

مطلع شدم که آقاي محسني اژه‌اي، وزير اطلاعات، تلفني با آقاي غلامحسين کرباسچي، مديرمسئول روزنامه کارگزاران، تماس گرفته، به شدت به گزارش خبري روز پنجشنبه درباره بازداشت من معترض شده و خواسته که از درج مصاحبه‌ام خودداري کنند. اژه‌اي گفته بود: «شهبازي را نبايد بزرگ کرد.» او تصوّر مي‌کند بزرگي و کوچکي انسان‌ها به دست «بندگان» است...

همايش عشاير سُرخي در اعتراض به تخريب مراتع

روزهاي جمعه و شنبه، 24 و 25 خرداد 1387، اعضاي طوايف شش‌گانه سُرخي (طوايف بُگي، جبارزار، دهدار، شکره، جيحون، ناصرو) در اعتراض به تصرف عدواني مراتع‌شان در کوهپايه شمالي کوه دلو (جنوب شيراز) در محل اين مراتع واقع در مدخل تنگ خاني چادر زدند. تا ظهر جمعه تعداد مردم به بيش از دو هزار نفر رسيد و روز شنبه افزايش يافت... 

ما و سيره حکومت‌گري در اسلام

سه نمونه از سيره حکومت‌گري را در تاريخ اسلام ذکر مي‌کنم؛ از سه «حاکم» با سه شخصيت به‌کلي متفاوت. اوّلي، از منظر ما شيعيان، امام معصوم است و دومي سلطاني است جائر و فاسق و بيگانه با اهل بيت (ع)؛ سومي نومسلماني است مغول که تا ديروز شمني‌مذهب و بت ‎پرست بود...

تأمّلي در «مسئله بهائيت»

تجربه نشان مي‌دهد که جنجال تبليغاتي درباره «مسئله بهائيت» زماني اوج مي‌گيرد که حادثه مهمي در ايران رخ داده. از اين طريق مي‌کوشند مقامات ايران را تهديد کنند يا حادثه فوق را تحت‌الشعاع قرار دهند يا مسير آن را منحرف کنند. اخيراً کدام حادثه يا کدام تحول سبب نگراني و در نتيجه تحرکات و جنجال اخير شده است؟...

بازي خطرناکي که با ابهام آغاز شد

انفجار حسينيه شيراز و پيامدهاي آن

از همان آغاز کاملاً روشن بود که اين حادثه خرابکاري سازمان‌يافته است. علاوه بر گواهي افراد مطلع و معتمد و متخصصي که محل نمايشگاه جنگ (معروف به «معراج شهدا») را در مکان حسينيه فوق از نزديک مي‌شناختند، و با قطعيت و يقين کامل بر فقدان مهمات مسلح در غرفه فوق گواهي مي‌دادند، دليلي نداشت که مهمات تخريب نشده و کهنه تصادفاً در همان شب و در همان ساعاتي منفجر شود که مراسم هفتگي حسينيه برگزار مي‌شد و آن هم درست در زمان معيني از اين مراسم. همه شواهد بر سازمان‌يافته و عمدي بودن حادثه گواهي مي‌داد. معهذا، از همان آغاز، فرماندار شيراز، سرهنگ ابراهيم عزيزي، و سپس ديگران به تأسي از او، با اصرار تمام بر «غيرعمدي» بودن انفجار تأکيد کردند؛ محل انفجار را در کنترل شديد خود گرفتند و به شدت کوشيدند تا اخبار مربوطه را کنترل و سانسور کنند...

«چراغي» که به «شمع» بدل شد

در حاشيه آخرين سخنان حسينيان

  آقاي حسينيان در دوران رياست بر مرکز اسناد انقلاب اسلامي (از 1374 تاکنون) واقعاً در حوزه تحقيقات تاريخي صاحب‌نظر شده و به درجه «اجتهاد» رسيده‌اند. ايشان، در پيامد مطالعات ژرف خود، نقش سِر اردشير و سِر شاپور ريپورتر، گردانندگان شبکه اطلاعاتي بريتانيا در ايران، را منکر شده و علاوه بر آن به حمايت از دکتر مظفر بقايي، از عوامل اصلي توطئه شبکه‌هاي صهيونيستي در سال‌هاي 1320 و 1330 ش. و از عناصر درجه اوّل مؤثر در کودتاي 28 مرداد 1332، نيز برخاسته‌اند؛ و اکنون، به پيروي از کارل رايموند پوپر و احمد اشرف از «توهّم توطئه» دم مي‌زنند و نفوذ خاندان روچيلد، به عنوان رهبران صهيونيسم جهاني، در دنياي جديد را «افسانه» مي‌خوانند. نفي اقتدار روچيلدها يعني نفي اقتدار صهيونيسم در جهان امروز...

شاقولي به‌نام آقاي حسينيان

متأسفانه، «شاقولي به‌نام آقاي حسينيان» در مدرسه حقاني شکل گرفت؛ مدرسه‌اي که برخي از برجسته‌ترين مفاخر انقلاب و اسلام از سال 1343 در آن تدريس و تلمذ مي‌کردند، مديريتش با عالمي وارسته و برجسته چون آيت‌الله شهيد قدوسي بود، و برخي چهره‌هاي برجسته علمي و سياسي به انقلاب و نظام تقديم کرد. آيت‌الله شهيد بهشتي، که در سال‌هاي اوّليه پس از انقلاب دوّمين مدير نظام جمهوري اسلامي پس از امام راحل به‌شمار مي‌رفت، آنگاه که به دليل فشار اين‌گونه «شاقول‌ها» تدريس در مدرسه حقاني را ترک کرد، در جمع گروهي از طلاب مدرسه فوق گفت...

فرجام يک نوستالژي؛ داستان يک «تکليف»

پيامدهاي انتشار نامه سرگشاده عشاير و اعتراض به تخريب مراتع

با دست خود، گرگاني گرسنه را به خانه بکر خود وارد کردم و امکانات بالقوه و غني زادگاه خود را، از سر سادگي، به ايشان شناسانيدم. هنوز چپاول اموال خانواده من به پايان نرسيده بود که تهاجم به مأوا و زيستگاه ايل و عشيره‌ام آغاز شد؛ مراتعي بس غني و بکر و زيبا، در دامنه کوه هميشه سرفراز دلو، که مي‌توانست به سادگي به «پول» تبديل شود؛ به بهاي آواره کردن عشايري کوه‌نشين که قرن‌ها در تپه‌ها و جنگل‌ها و قله‌ها زيسته بودند...

جنگ با ايران و نقشه خاورميانه جديد

عدم وقوع جنگ جديد به معني افول تنش‌هاي جاري در خاورميانه و به تبع آن خروج تدريجي نيروهاي نظامي ايالات متحده و بريتانيا از عراق و منطقه است. اين بدان معناست که «پروژه جنگ با تروريسم» به پايان خود رسيده و پيمانکاران نظامي و کانون‌هاي ذينفع در نظامي‌گري بايد راهي جديد براي تأمين درآمدهاي ميليارد دلاري، که از بودجه دولت ايالات متحده تأمين مي‌شود، بيابند. اين کانون‌ها پروژه فوق را نه در پايان بلکه در آغاز راه مي‌دانند و هنوز سوداهاي دور و دراز در سر دارند...

سريال «پدرخوانده» و جنجال دوباره سيد محمود کاشاني

اصولاً دکتر سيد محمود کاشاني کودتاي 28 مرداد را «کودتا» نمي‌داند. او اين امر را در سخنراني خود در دانشگاه آکسفورد صراحتاً بيان کرد. دغدغه اصلي وي، و ساير بقاياي منسجم حزب زحمتکشان ملّت ايران، بيان نقش اصلي دکتر مظفر بقايي کرماني و علي زهري در کودتاي 28 مرداد است. در واقع، همان‌طور که صراحتاً به ايشان نيز گفته ‎ام، سيد محمود کاشاني آن‌قدر که به دفاع از دکتر بقايي دل بسته است، نگران حيثيت و حرمت پدر خويش، مرحوم آيت‌الله کاشاني، نيست...

چگونه مي‌توان قاچاق ميراث فرهنگي ايران را مهار کرد؟

موج سازمان‌يافته خارج کردن آثار باستاني از ايران از اوائل سده نوزدهم ميلادي آغاز شد و در تمامي دوران قاجاريه و پهلوي تداوم يافت. اين تکاپو پس از انقلاب اسلامي نه تنها قطع نشد بلکه در چارچوب جديدي ادامه پيدا کرد. اين بار، دست‌اندرکاران تاراج ميراث فرهنگي ايران، در کنار اقدامات پيشين خود، بخشي ديگر از بقاياي مستند هوّيت کهن ايراني را نشانه گرفتند: سرقت و خارج کردن سنگ قبرهاي کهن و درهاي ابنيه و بقاع مقدس و محترم (معروف به «امام‌زاده‌ها») و ساير آثاري که ميراث مکتوب ملّي و اسناد تاريخ ايران به‌شمار مي‌روند. امروزه، کمتر «امام‌زاده‌اي» را مي‌توان يافت که سنگ قبر يا در کهن آن از گزند دستبرد در امان مانده باشد. اين «امام‌زاده‌ها» الزاماً از تبار ائمه (ع) نيستند بلکه بسياري از آن‌ها آرامگاه بزرگان و عرفا و شهداي برجسته اعصار گذشته است و تعدادشان در سراسر ايران به ده‌ها هزار مي‌رسد...

نئوکان‌ها و تهاجم نظامي به ايران

بودجه 419 ميليارد دلاري سال 2006 پنتاگون تمامي هزينه‌هايي نيست که شعبده 11 سپتامبر و پروژه «جنگ با تروريسم» بر جامعه آمريکايي تحميل کرده است. اين رقم تنها بودجه آشکار نظامي دولت آمريکا را شامل مي‌شود. بخش مهمي از هزينه‌هاي نظامي‌گرايانه دولت بوش در بودجه ساير وزارتخانه‌ها پنهان شده است... مجموع بودجه نظامي آشکار و پنهان دولت بوش براي سال مالي 2006 حدود 840 ميليارد دلار است که تقريباً يک سوّم کل بودجه دولت را شامل مي‌شود؛ رقمي بسيار بيش از اوج جنگ سرد و استيلاي ريگانيسم. اينک نخبگان آمريکايي دريافته‌اند که پروژه «جنگ با تروريسم» دکاني است که براي سوداگري نظامي گشوده شده. مأموريت نئوکان‌ها اين است: اين دکان سوداگري نظامي نبايد تعطيل شود...

درخشش و ديگر هيچ!

امروز يکي از دوستان از جلسه ديروز ‌گفت که در مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامي برگزار شده بود. همايش گونه‌اي بود بين طرفين ژاپني و ايراني. از يکي از مراکز پژوهشي ژاپن هيئتي آمده بود و مقالات خود را در زمينه تاريخ ايران در دوران مغول عرضه مي‌کرد. اعضاي هيئت ژاپني 10- 12 دختر جوان حدود 25 و حداکثر سي ساله بودند که مقالات خود را به زبان فارسي مي‌خواندند. اعضاي هيئت ايراني گروهي انگشت ‎شمار از متخصصين دوره مغول بودند که همگي از ميان‌سالي گذشته و به کهولت رسيده‌اند...

خاطرات سال‌هاي دور: پدر و خاندانم

سرنوشت پدر بيش‌ترين تأثير را بر زندگي من بر جاي نهاد. هفت ساله بودم که در منطقه کوهمره سُرخي به قيام مسلحانه عليه حکومت پهلوي دست زد. نه سال و اندي داشتم که تيرباران شد (13 مهر 1343). از آن پس اموال ما مورد تاراج هر کس و ناکس قرار گرفت. سال‌هاي رنج و محنت و درد بود براي من، براي مادرم و براي خواهران و برادرانم...

هخامنشيان و تسلسل تمدن ايراني

ما هيچ دليل موجهي نداريم که ميان ايران پيش از اسلام و ايران اسلامي تعارض کاذب ايجاد کنيم. اين همان رويه‌اي است که در دوران پهلوي در پيش گرفته بودند و سعي مي‌کردند تاريخ ايران اسلامي را در مقابل تاريخ ايران باستان قرار دهند و از اين طريق شووينيسم باستان‌گرايانه ايراني را، که خودشان ساخته بودند، گسترش بدهند و هوّيت ملّي ما را در مقابل هوّيت ديني‌مان و در تعارض با هم قرار دهند. اين تلاش مجدداً به شکل ديگر و اين بار از منظر دفاع از ايران اسلامي شروع شده است...

لوحه‌هاي گلي دوران هخامنشي را نجات دهيد

به دليل قراردادها و اسناد معتبري که به‌سود ايران در دست است، ديگر حفظ گنجينه به سرقت رفته از تخت‌جمشيد را در موزه‌هاي آمريکايي نمي‌خواهند و تلاش مي‌کنند از طريق شکايت فوق آن را به اسرائيل انتقال دهند. ضرور است که دولت ايران هر چه سريع‌تر به اقدامات لازم براي بازپس‌گيري گنجينه دوره هخامنشي از موزه شيکاگو و ساير موزه‌هاي آمريکا، پيش از اين‌که اين آثار به اسرائيل منتقل شوند، اقدام کند و عليه موزه‌هايي که مدعي خريد و مالکيت اين اشيا هستند، به اتهام معامله غيرقانوني و قاچاق آثار باستاني، اقامه دعوي کند... 

رويال داچ شل و روشنفکران

اخيراً گفتگوهاي پرويز جاهد با ابراهيم گلستان را خواندم. کتاب جالبي است. از زواياي مختلف مي‌توان درباره خاطرات گلستان سخن گفت، ولي آن‌چه در اين ميان نظر مرا بيش‌تر جلب کرد، نقش کمپاني رويال داچ شل در سرمايه‌گذاري فرهنگي در ايران در سال‌هاي پس از کودتاي 28 مرداد 1332 است. استوديو فيلمسازي گلستان در سال 1336 با سرمايه شل در ايران تأسيس مي‌شود و گروهي را در پيرامون خود جمع مي‌کند که در سالهاي بعد از مشاهير روشنفکري ايران شدند: خود ابراهيم گلستان، برادرش شاهرخ گلستان، فروغ فرخزاد، اسماعيل رائين، کريم امامي و ديگران...

مافياي نفتي و قتل ماژور ايمبري

هري سينکلر براي اين «فضولي» بهاي سنگيني پرداخت. کمي پس از قتل ايمبري رسوايي بزرگي در آمريکا پديد شد که دولت هاردينگ را با بحران مواجه کرد. ادعا ‌شد که هري سينکلر براي دريافت يک امتياز دولتي به آلبرت فال، وزير کشور دولت هاردينگ، رشوه پرداخته است. مافياي نفتي سينکلر را، به دليل ورود بي‌اجازه به حوزه انحصاري آنان، نفت ايران، به شدت تنبيه کرد. او به جرم دروغ‌گويي در برابر کميسيون مجلس سناي آمريکا شش ماه و نيم زنداني شد...

فراروايت‌هاي جادويي در انديشه آقاي حجاريان

نظريه‌پردازي نمي‌تواند در خلاء صورت گيرد. «تئوري» زماني ارزشمند است که بر مطالعات مستند و فاکتوگرافيک مبتني باشد... انديشه‌پردازي سياسي در ايران بدون ابتنا بر چنين مطالعات جزءنگرانه‌ عقيم و سترون بوده و خواهد بود. در فضاي فقر مطالعات تاريخي و اجتماعي انديشه‌پردازي بر بنياد «فراروايت‌ها» مخل انديشه و مانع رشد پژوهش است...

صفحه اوّل بايگاني يادداشتها   

صفحه دوّم بايگاني يادداشتها  

 


Tuesday, August 19, 2008 : تاريخ آخرين ويرايش

 کليه حقوق مندرجات اين صفحه براي عبدالله شهبازي محفوظ است.

استفاده از مقالات با ذکر ماخذ مجاز است. چاپ مقالات به صورت کتاب ممنوع است.